احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )

2

كنوز الحكمة ( فارسى )

او را قادر و عالم و حكيم بر كمال داند ، و از كار بنده بىنياز داند ، و هرچه او كرد و كرده است از او داند و از غير او نداند ، و بداند كه هرچه هست و بود و خواهد بود همه بر حكم و قضا و مشيّت اوست ، و نه امروز كرده است كه همه « 1 » در ازل كرده آمده است : عزّ و ذلّ « 2 » ، و خير و شر ، و فقر و غنى ، و رزق و اجل ، و موت و حيات ، و تر و خشك ، و شب و روز ؛ و نفس ما يك‌يك كى كجا زند ، و چند نفس فلان جاى و با فلان كس برزند . و از هرچه او قضا و حكم و تقدير كرده است يك ذره از آن فراوانگردد ، و آنچه روزى ماست فرا هيچ‌كس ندهد ، و آنچه از آن كس ديگر است فرا ما ندهد . و هركه خداى را عز و جلّ به يك‌تاى نان باور ندارد ، او را بازين علم ، و به اين كتاب كار نيست ؛ زيرا كه خداى راست‌كار و درست‌گفتار است ، خود چند سوگند به روزى ما ياد كرده است ، او را بازين همه به تايى نان باور ندارى ! ما را با چندين گوهر و درّ و درج‌هاى جواهر كى باور دارى ؟ ديگر رسول ( ص ) را به رسالت او باور دارى ، و گفتار و كردار او را معتقد و معظم دارى ، و سنت او را پس‌روى كنى ، و گرد بدعت نگردى ، و صحابهء او را اهل بيت او را دوست دارى ؛ زيرا كه هرچه من گفتم و خواهم گفت ، همه از قول رسول ( ص ) و صحابهء او خواهم گفت اما نه به تقليد هركسى . هركه معجزات انبياء را مقرّ نباشد كافر باشد ، و هركه كرامات اولياء را منكر باشد مبتدع باشد ، و هركه علم من لدنّى را منكر باشد قرآن را منكر باشد . و چون من هرچه مىگويم از قول خداى و رسول مىگويم ، و به الهام حق مىگويم ، چون كسى آن را منكر باشد ، و فرا داورى آيد ، جز از آن نباشد كه ايمان خويش به باد دهد و آن قومى ديگر . چون بدانستى اين نيز بدان كه : بر سر همه خطاها نبايد بود ، و دعوى كنى كه اصل همه صواب‌ها بدانم ! اين هر دو به هم راست نيايد ؛ قال النبى : رأس كلّ خطيئة حبّ الدنيا . قدم از سر خطا بر بايد گرفت ، تا قدم صدق و صفا بتوانى نهاد ، و اگر نه هرچه مىگويى و مىپندارى همه باد باشد . با دوستى دنيا گنج حكمت ، و اسرار ربوبيّت ، و علم من لدنّى نتوان يافت اگرچه امام الائمّة باشد ! قياس از كار « موسى » ، و « خضر » صلوات اللّه عليهما بر بايد گرفت : و موسى را نبوّت بود ، و مكالمت بود ، و هيچ دوستى دنيا نبود ، و هرچه خضر مىكرد ، موسى را صلوات اللّه عليه هيچ در

--> ( 1 ) - 2 - د : و پرورنده اوست . ( 2 ) - د : عز و جلّ !